یلدا جان 
دختر زیبای پاییز
تو عاشقی دست خودت نیست!
بین ماندونماندن گیر کرده ای 
و اینگونه ثانیه ها را به بازی گرفته ای 
شصت ثانیه بیشتر وقت تلف کردن بین پاییز و زمستان تو را سر در گم کرده
شصت ثانیه بیشتر که برای مرور کردن خاطرات و کشتن یک عشق کافیست 
یلدا جان تو دل پاییز را همرنگ سرخی انار خون کرده ای...
و در آخر تو خواهی رفت و به معشوقه ی دل سردت،دل خواهی بست 
یلدا جان تو عاشقی دست خودت نیست