کشتی شکست و تخته ی قلبم شکسته

نفتی ز غم بر این دل و دریا نشسته

دریا دلان درگیر  ودار آب و آتش 

پروانه ها را یک قفس از شعله بسته 

کشتی شکست و آتشی بر جانمان زد 

دریا ببین بس آتشی بر آسمان زد 

سخت است جان دادن میان آب و آتش 

یاد پلاسکو باز هم در یادمان زد 

دریا دلان دریا دلان آخر کجایید 

در آسمان، در خاک یا در قعر آبید 

دریا دلان غرق در دریای عزت

بی شک همیشه جاودان درجان مایید